تبلیغات
مرا بخاطر بسپار - " ؟! "

مرا بخاطر بسپار



" ؟! "

 میروم امشب را تا دور دستهای خاطره
آنجا که دیگر
هیچ نشانی از باید و نبایدها
نیست ..
انجا که حتی بودنم را از یاد ببرم
 میخواهم تمام روزها را ناگهان
به دست فراموشی بسپارم
دلم پراست از تمام ..
آغازی که ..
ثانیه را برای پایانش میشمارم : .
..
خدایم ..
هنوز هم ان مع العسر یسرا
؟!



[ شنبه 30 شهریور 1392 ] [ 16:58 ] [ م محمدخانی ] [ نظرات() ]