تبلیغات
مرا بخاطر بسپار - سرسپرده

مرا بخاطر بسپار



سرسپرده

 من زنده بودم اما انگار مرده بودم
ازبس که روزها را تاشب شمرده بودم

یک عمرمیشد آری درذره ای بگنجم
ازبس که خویشتن را درخود فشرده بودم

یک عمر دور وتنها تنها به جرم اینکه
اوسرسپرده میخواست من دل سپرده بودم

درآن هوای دلگیر وقتی غروب میشد
گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب میشد وقتی غروب میشد
کاش آن غروبها را از یاد برده بودم...



[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 22:54 ] [ م محمدخانی ] [ نظرات() ]