تبلیغات
مرا بخاطر بسپار - اندوه جدایی ...

مرا بخاطر بسپار



اندوه جدایی ...

آسمان بی تو سیاه است


ابرها بی تو می گریند


تا به کدامین سحر


از پشت پنجره های باران زده


چشم به کوچه های غربت


که گویی هرگز انتهایی ندارند خیره شوم...


  چشم هایم دیگر رنگ و رویی ندارند


کوچه های بی انتهای غربت


از انبوه اشک هایم


به دریاچه ی آرزوهای گم شده تبدیل شده اند


دریاچه ای که پر از آرزوهای غرق شده است...


 تا به کدامین سحر


با اشک چشمانم


که پر از اندوه جدایی است


دریاچه های غربت را سیراب کنم...


    بریده ام از غم ندیدنت


با چشمانی بسته و اشک آلود...


دیگر ستاره هایم در آسمان آرزوهایم


برایم چشمک نمی زنند


گویی آنها نیز


به خوابی ابدی فرو رفته اند...


ستاره شب های من...


دست هایت را به دست خدا میسپارم..



[ دوشنبه 28 بهمن 1392 ] [ 21:47 ] [ م محمدخانی ] [ نظرات() ]